غربت اهل قربت و کوفه صغیره

بیاتی رئیس دانشگاه عدالت
مواظب باشیم شهرمان دوباره کوفه کوچک نشود و فریاد دلسوزان در لابلای هیاهوی نادانان گم نشود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم متن یادداشت محمد حسین بیاتی با عنوان "غربت اهل قربت و کوفه صغیره" به شرح ذیل می باشد:

چندی است که اظهار دغدغه های فرهنگی و اجتماعی از سوی دلسوزان با حاشیه های عجیبی توأم می گردد که ناخود آگاه ما را به یاد تجربه های تلخ سالهای نه چندان دور تاریخمان می اندازد؛در همین تهران ما وقتی عالم مجاهد آیة الله شیخ فضل الله نوری را به دار می کشیدند جمعیتی انبوه کف و سوت می زدند و شادی می کردند و شیخ بانگ برآورد که: هذه الکوفة الصغیرة...اینجا کوفه کوچک است.

شیخ فضل الله همان بود که جلال آل احمد درباره اش گفت:«من نعش آن بزرگوار را بر سر دار همچون پرچمی می دانم که به علامت استیلای غربزدگی پس از دویست سال کشمکش بر بام سرای این مملکت افراشته شد.»

شعار شیخ فقط یک کلمه بود:«شریعت» و شریعت خواهی شیخ به قیمت گرفتن جانش توسط نامسلمانان و مسلمان نمایان و اهانت به جسد مطهرش تمام شد و بعد از آن هم که خانه نشینی فقهاء و عزلت فقه و کشف حجاب و هتک نوامیس و....

و خدا نکند که چرخه تاریخ دوباره ما را به همان نقطه رسانده باشد.خدا نکند که اگر از حنجره ای دلسوز فریاد حفظ حرمت حرم بر می خیزد این فریاد در هیاهوی انواع و اقسام هجمه ها و تهمت‌ها مظلومانه گم شود.یا گفته شود که حلال همه جا حلال است و حرام همه جا حرام و از این طور عذرهای بدتر ازگناه.راستی آن کسی می گوید که کنسرت چون حلال است می شود آن را در جوار بارگاه ملک پاسبان ثامن الحجج(علیه السلام) هم برپاساخت،درباره ساختن استخر شنا ـ که تازه مستحب هم هست! ـ در صحنهای حرم نظرش چیست؟آیا هر حلالی را در هر جا می توان مرتکب شد؟راستی کف و سوت و بالا و پایین پریدن دختران و پسران و همنوایی با خواننده و احیانا رقص و...هم که نوعاً در کنسرتهای حلال!مزبور دیده می شود حلال است؟...

راستی اگر مجری یک برنامه گفتگوی آزاد تلویزیونی از دغدغه استحکام بنیان خانواده سخن بگوید و از ارزش مادر بودن سزایش ناسزا فرستادن است؟اگر کسی ناقل این پیام جاودان علوی باشد که: «المرأة ریحانة و لیست بقهرمانة» و زن را گُل نازپرورد نظام هستی بداند که با لطافت روح خود باید به تربیت نسلهای صالح بپردازد،شایسته ملامت و مذمت است؟اگر دغدغه این باشد که مادر فقط مادری کند نه اینکه مجبور باشد هم مادری کند و هم کارگری،نه اینکه مجبور باشد هم مادری کند و هم کارمندی آیا این مصداق دگماتیسم و تحجر است؟آیا خانه دار بودن،کدبانو بودن ،همسر بودن و از همه مهم تر مادر بودن آنقدر بی قدر و قیمتند که کارگری و کارمندی و ...بر آن ترجیح یابند یا آنقدر آسانند که با هر کاری قابل جمع باشند؟

خلاصه مواظب باشیم شهرمان دوباره کوفه کوچک نشود.و فریاد دلسوزان در لابلای هیاهوی نادانان گم نشود.

انتهای پیام/

جدیدترین اخبار اقتصادی