اکبری: حضور ما در سوریه بهترین نقطه دفاع بود

بین الملل > دیپلماسی - علیرضا اکبری در کافه خبر تاثیر برجام بر روندهای منطقه‌ای و امنیتی را مورد تحلیل و تبیین قرار داد.

 

سعید جعفری - برجام با تمام خوبی ها و بدی هایش یک سال را هم رد کرد و این روزها از سالگرد حصول توافق هسته ای هم عبور کرده ایم. توافقی که بیش از اینکه در حوزه تبعات و نتایجش مورد بررسی قرار گیرد تنها در متن محدود مانده است. بررسی فرامتنی و آثار این توافق بر موضوعات امنیتی و منطقه‌ای کاملا در پرتو اهداف تبلیغاتی و کوتاه مدت مغفول مانده است. اینکه برجام فارغ از متن چه اثراتی بر کنشگری ایران در فضای منطقه و بین الملل گذاشته است. اینکه حصول توافق هسته ای چه ظرفیت هایی را برای ایران رها کرده و البته اینکه چه موانع و محدودیت هایی به مدد برجام از پیش روی ایران برداشته شده است. برای تحلیل فرامتنی برجام و موضوعات امنیتی مرتبط با آن از دکتر علیرضا اکبری قائم مقام پیشین وزارت دفاع در دوران علی شمخانی خواستیم تا به کافه خبر بیاید. بنیانگذار موسسه پژوهشی و تحقیقاتی تصمیم در این گفتگو با اشاره به تبعات برجام از خطر عدم حصول آن سخن گفت. دکتر اکبری در کافه خبر با اشاره به خطرات جدی تر از جنگ، اشاره کرد اگر برجامی در کار نبود پوسیدگی و زنگ زدگی منافع ملی خطری جدی بود.
مشروح گفتگوی خبرآنلاین با این کارشناس مسائل استراتژیک را در ادامه می‌خوانید. 
 

امروز ​و ​پس ​از ​گذشت ​بيش ​از ​يک ​سال ​از ​حصول ​برجام ​منتقدان ​از ​نقايص ​برجام ​می ​گويند، ​ولی ​کمتر ​کسی ​به ​اين ​نکته ​توجه میکند ​که ​اگر ​ما ​برجام ​نداشتيم ​چه ​اتفاقی ​در ​کشور ​می ​افتاد. ​به ​نظر ​شما ​اگر ​برجامی ​در ​کار ​نبود ​چه ​اتفاقی ​در ​ايران ​و ​منطقه ​رخ می ​داد؟

طيف گسترده ای از نظرات مختلف در اين مورد، موجود است. در دو سوی طيف، حداکثرگرايان (افراطيون)، با دو ديدگاه متفاوت حضور دارند. نظرات معتدل و غير احساسی و منطقی تر، معمولا در دامنه ميانی طيف واقع است. در دو سر افراطی طيف، موافقان معتقدند که وقوع برجام، از وقوع قطعی جنگ جلوگيری گيری کرد، و مخالفان برجام معتقدند که برجام ما را تا ان حد تضعيف کرده که تحميل جنگی ديگر بر ما، اسانتر از قبل شده است. اگر ​چنانچه ​برجام ​انجام ​نمی ​شد ​من ​اعتقاد ​ندارم ​که ​حتما ​جنگ ​می ​شد. ​ولی ​هميشه ​شرايطی ​وجود ​دارد ​که ​نتايجش ​از ​جنگ ​بدتر است.
در فقدان مذاکره و برجام، اتفاقاتی ​می ​افتاد ​که ​زيرساخت ​های ​اساسی ​هدف ​قرار ​می ​گرفت ​و ​اين ​زيرساخت ​ها ​به ​صورت جدی ​دچار ​پوسيدگی ​می ​شد. ​زمانی ​من ​عرض ​کردم ​که ​در ​مسير ​​۲۰۰۷ ​به ​بعد ​ما ​دچار ​پديده ​ای ​به ​نام ​پوسيدگی ​و ​زنگ ​زدگی منافع ​ملی ​شديم. ​ما ​بايد ​مذاکره ​می ​کرديم ​که ​روند ​را ​تغيير ​دهيم. ​جنگ ​چيزی ​را ​درست ​نمی ​کرد ​ولی ​مذاکره ​می ​توانست ​درست کند. ​در ​مذاکره ​می ​شد ​نتايج ​متنوعی ​به ​دست ​آورد. ​اما ​در ​خصوص ​کيفيت ​به ​نظرم ​همين ​تيم ​و ​همين ​مذاکره ​کنندگان ​با ​کمک ​بيشتر و ​کمی ​تغيير ​ديدگاه ​می ​توانستند ​بيش ​از ​اين ​به ​دست ​آورند. ​الان ​ما ​چيز ​کمی ​به ​دست ​نياورديم، ​چيز ​کمی ​هم ​از ​دست ​نداديم ​ولی ​می شد ​بالانس ​بيشتری ​ايجاد ​کرد ​و ​منافع ​بيشری ​را ​به ​دست ​آورد ​و ​هزينه ​کمتری ​داد.

با ​توجه ​به ​همين ​فرمايش ​شما چه حامی برجام باشیم و چه مخالف آن، این چیزی است که روی ​روی ​ميز ​است . بر این اساس به نظر می رسد این برجام با تمام مختصاتش تغییرات مهمی را در منطقه ایجاد کرده است. کمی در رابطه با نظم جدید روندها و نظم های منطقه ای صحبت کنیم.

حتما ​همينطور ​است ​ولی ​من ​مايلم ​ابتدا ​در ​خصوص ​منطقه ​و ​تعريفم ​از ​منطقه ​توضيحاتی ​ارائه ​دهم. ​ما ​در ​کدام ​منطقه ​هستيم؟ زمانی يک ​مقام ​رسمی ​غربی ​آمده ​بود ​و ​با ​مقامات ​ايران ​مذاکره ​می ​کرد ​و ​بنده ​هم ​مسئول ​شدم ​با ​ايشان ​مذاکره ​کنم. ​ايشان ​در ​مورد ​چند نکته ​سوالات ​اساسی ​می ​کرد. ​يکی ​اينکه ​می ​گفت ​شما ​به ​چه ​دليل ​توان ​موشکی ​می ​خواهيد. ​دوم ​اينکه ​چرا ​رنج(دامنه)​توانتان ​را افزايش ​می ​دهيد. ​سوم ​اينکه ​چرا ​تمرکزتان ​بيش ​از ​رنج، ​روی ​دقت ​موشک ​ها ​نيست؟ ​چون ​غربی ​ها ​استدلالی ​دارند ​که ​در ​۲۲۳۱ هم ​روی ​آن ​تايد ​کردند، می ​گويند ​ايران ​دائما ​به ​برد ​موشک ​هايش ​می ​پردازد ​در ​حالی ​که ​دقتش ​پايين ​است. ​بعد ​استدلال ​می ​کنند موشک ​هايی ​که ​برد ​بيشتری ​دارد ​ولی ​دقت ​کمتری ​دارد ​می ​تواند ​در ​جنگی ​غيرمتعارف ​بکار ​برده ​شود. ​چون war head (سر جنگی) موشک ​متعارف ​احتياج ​به ​دقت ​دارد. ​اين ​صحبت ​ها ​را ​خيلی ​سال ​پيش ​آن ​مقام ​غربی در يک ملاقات رسمی ​به ​من ​می ​زد. من ​به ​ايشان ​گفتم ​شما ​ايران ​و ​مناطق ​پيرامونی ​را ​در ​نظر ​بگيريد. ​خليج ​فارس، ​شبه ​قاره، ​اقيانوس ​هند، ​آسيای ​مرکزی ​و ​قفقاز، آناتولی ​و ​خاورميانه ​عربی ​و ​شمال ​آفريقا. ​بالانس ​نظامی ​را ​روی ​نقشه ​به ​ايشان ​نشان ​دادم، و سوال کردم که، مبنای ​سوال ​شما چيست ​و ​شما ​نگران ​چه ​هستيد؟ ​



گفت ​من ​نگران ​امنيت ​هستم. ​گفتم ​نگران ​امنيت ​کجا ​هستيد؟ ​گفت ​نگران ​امنيت ​همين ​منطقه ​بزرگی که ​نشان ​داديد. گفتم شما در ​مرکز ​اين ​منطقه ​بزرگ ​ايران ​را ​می ​بينيد، به ​نظر شما، ايا ​بالانس ​نظامی ​ايران در مقايسه با دواير پيرامونی، ​در ​برآمدگی ​است ​يا ​فرورفتگی. ​گفت ​در ​فرورفتگی. ​گفتم ​اين ​بالانس ​است ​يا ​عدم ​موازنه. ​گفت ​عدم ​موازنه. ​گفتم ​شما نگران ​امنيت ​هستيد، ​بايد ​چه ​بکنيم، ​اين ​گودی ​را ​بالا ​ببريم ​يا ​آنها ​را ​پايين ​ببريم؟ ​گفت ​شما ​درست ​می ​گوييد، همطرازی سطوح امنيتی، اولين ضرورت امنيت سازی در منطقه است. ​گفتم ​فرض ​کنيم ​اين ​گودی ​و ​نقطه ​مرکزی ​با ​پيرامونش ​موازنه ​شد، ​به ​من بگوييد ​اين ​ژئوپلتيک ​و ​اين ​هم ​سطحی ​امنيت ​ايجاد ​می ​کند ​يا ​عدم ​موازنه؟ ​من ​به ​عنوان ​يک ​ناظر ​و ​کارشناس ​بيرونی ​بدون ​تاکيد ​بر ايرانی ​بودنم، ​می ​گويم ​اگر ​اين ​نقطه ​مرکزی ​استحکام ​امنيتی ​اش ​بيشتر ​نباشد ​پيرامون ​به ​آن ​فشار ​می ​آورد ​و ​ما ​فشار ​پيرامون ​و ​به مرکز ​را ​نبايد ​فراموش ​کنيم. ​بنابراين ​اگر ​شما ​دنبال ​امنيت ​و ​ثبات ​در ​منطقه ​هستيد ​ايران ​بايد ​دست ​بالاتر ​را ​در ​استحکام ​و ​ثبات امنيتی ​داشته ​باشد. ​در ​نتيجه ​ادعای ​شما ​چيست؟ ​اگر ​ايران ​تلاش ​نکند ​سطح ​امينت ​و ​توان ​ملی ​اش ​را ​موازنه سازی کند، ​و ​با ​سطح تهديدات ​پيرامونی خود، بالانس ​نکند، ​اين ​امنيت ​است ​يا ​ناامنی. ​
اگر ​ايران ​امکان ​موازنه ​سازی ​امنيتی ​برايش ​فراهم ​نشود ​امينت ​برای منطقه ​خواهد ​داشت ​يا ​ناامنی؟
​صد ​در ​صد ​ناامنی. ​چون ​فشار ​پيرامون ​بر ​مرکز ​موجب ​تنش ​می ​شود ​و ​تنش ​موجب ​ناامنی. ژئوپلتيک ​ايران ​از ​اساس ​در ​منطقه ​با ​چند ​سيستم ​امنيتی ​در ​حال ​تبادل ​است؟ ژئوپلتيک ​ايران ​هميشه ​يک ​تبادل ​و ​داد ​و ​ستدی ​با ​​۵ ​سيستم ​تابع ​امنيتی ​پيرامون ​دارد. ​اين ​سيستم ​های ​تابع ​امنيتی ​پيرامون ​به ​شدت سيستم ​های ​بين ​المللی ​هستند ​يعنی local ​و ​بومی ​نيستند ​و ​به ​شدت ​تاثيرات ​بين ​المللی ​در ​آنها ​گذاشته ​می ​شود ​چون ​منافع ​بين ​المللی در ​آنها ​تعريف ​شده. ​هر ​قدرتی ​در ​اين ​پنج زير سيستم امنيتی منقطه، ​برای ​خود ​منفعت ​تعريف ​کرده، ​بنابراين ​ما ​در ​کانون ​​۵ ​سيستم تابع ​امنيتی ​بين ​المللی ​هستيم ​که ​دائما در موازنه ​امنيتی ​اش ​مداخله ​صورت ​می ​گيرد ​و ​ايران ​دائم ​بايد ​تلاش ​کند ​اين ​موازنه ​را بازتنظيم نمايد. ​منافع ​دنيا ​در ​اين ​است، ​چون ​وقوع ​عدم ​موازنه ​امنيتی ​در ​اين ​منطقه ​فراتر ​از ​اين ​​۵ ​سيستم ​را ​هم ​در ​بر ​دارد. ​در شرايط ​فعلی ​و ​در ​مورد ​روندها ​در ​اين ​بستر ​ما ​صحبت ​می ​کنيم.
در ​خصوص ​روندها ​صحبت ​کرديم، ​ابتدا اشاره ​ای ​به ​انواع ​روندهای ​امنيتی ​در ​منطقه ​بفرماييد.

جدیدترین اخبار اقتصادی