ارزش‌ها و روش ها _ علی جنتی*

فیلسوفان قدیم، اخلاق را مقدمه سیاست می دانستند؛ آنچنان که ابونصر فارابی، غایت دانش ها و ارزش های انسانی را در «سیاست مدن» می جست. با این حال، اخلاق و سیاست در طول تاریخ، تناقضی دیرین و دائمی داشته اند.اخلاق، نه فقط در حکومت های خودکامه قدیم دائماً پایمال شده، بلکه حتی در نظام های دموکراتیک معاصر نیز به قربانگاه عملگرایی سیاسی رفته است؛ تا آنجا که برخی گمان کرده اند «سیاست» ذاتاً ضد «اخلاق» است.
در جهان امروز، فقدان اخلاق نه فقط در جوامع غیر دینی، مصیبت آفرین است؛ بلکه خشونت های زشت و ننگینی نیز که به نام دین در منطقه انجام می شود، جدایی پوسته دین از حقیقت اخلاقی آن را نشان می دهد. در چنین شرایطی انتظار می رود که دست کم در ایران، اندیشه بزرگانی چون فارابی، خواجه نصیر، امام خمینی(ره) و شهید مطهری، الگوی سیاست ورزی باشد؛ بزرگانی که سیاست را نهادی در خدمت فضایل اخلاقی و تلفیقی از اخلاق، شریعت و عدالت می دانستند. امام خمینی(ره) در تأسیس جمهوری اسلامی، به حکومت پیامبراکرم(ص) در مدینه نظر داشت که با گفت و گوی اخلاقی و استدلالی به قدرت دست یافت و آن گاه بر مشارکت و رضایت جمعی شهروندان تکیه کرد. با پیمان برادری، مهاجر و انصار را با یکدیگر پیوند داد و موقعیت اجتماعی و کینه های دیرینه قبایل عرب را در بوته نهاد. امام در تأسیس جمهوری اسلامی به حکومتی نظر داشت که قرن ها پیش از نظریه «قرارداد اجتماعی»، بر محور پیمان با مردم تشکیل شد و «بیعت» با حاکم را گواه آن گرفت که دولت، بیش و پیش از هر چیز در گرو رضایتمندی شهروندان است.
با این همه و با وجود پیوند استوار سیاست و اخلاق در نظریه حکومتی امام(ره)، متأسفانه ایران کنونی، شاهد رواج بی سابقه بی اخلاقی های سیاسی است. توهین ها، دروغ ها و تهمت های سازماندهی شده به خدمتگزاران نظام و نهادینه کردن آن، اکنون نه تنها هزینه ای برای مرتکبان ندارد، بلکه از سوی برخی، مورد تأیید و تشویق نیز قرار می گیرد و از آن بدتر، توجیه دینی و اخلاقی هم می شود! آنچه بر ناگواری این روند می افزاید، نهادینه شدن حملات بی سابقه علیه دولت برای کاهش حقوق و آزادی های مشروع مردم و افزایش نگاه قیم مآبانه به آنان است.
سازمان دهندگان حملات علیه دولت با هدف اعمال سلطه بر مردم وگسترش دایره تجسس در عقاید و رفتار آنان می کوشند تا ساز و کار «خود مصلحت انگاری» را جایگزین الگوی «رضایتمندی شهروندان» کنند.
پیامد این همه بی اخلاقی در فضای سیاسی، جدایی «ارزش» های انسانی از «روش» های دستیابی به قدرت است؛ آن هم در کشوری که با اتکا به نظریه حکومتی خود می توانست و می تواند نمونه اخلاقی ترین جامعه سیاسی در جهان شناخته شود.
ایران امروز، صحنه حضور جریانات سیاسی گوناگونی است که شاید هر یک قادر باشند برای تحقق رضایتمندی مردم، پاسخ هایی ارائه کنند. چالش این جریان ها با یکدیگر اگر از مدار اخلاق بیرون افتد، علاوه بر ولنگاری سیاسی، تخریب فرهنگ عمومی را در پی خواهد داشت؛ دردی که علاج آن، نظم بخشی به عناصر سیاسی درون نظام بر مدار اخلاق و احترام به رأی و رضایت شهروندان است.
*وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی
منبع: روزنامه ایران 8 شهریور 95
پژوهشم**9160**

جدیدترین اخبار اقتصادی